الیناالینا، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

نعمت و نيكو براي ما

فرشته زیبا

الینا از خدا پرسید که چرا منو انقدر زیبا آفریدی؟  و خدا پاسخ داد: این که چیزی نیس، اینایی که این مطلبو دارن میخوننو ندیدی..! آدمها ... : ... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند . ... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند. ... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند ! تقدیم به تمام مادران-دوستت دارم مادر. ...
24 مهر 1393

بلاخره اومدی

ساعت 14/20 دقیقه مورخه 1393/05/05 مصادف با 29 رمضان یک روز بیمارستان موندی و روز عید سعید فطر به خونه اومدی الینا جوونم ، تو امدی زندگی نورانی تر شد ،اومدی منو دیونت کنی ،اومدی جانم فدایت دخترم ، موقع زایمان مامانت ضربان قلبش رفته بود بالا و تو هم ترسیده بودی ، انگار از دنیای خارج خیلی خوشت نمیومد ! دکتر تصمیم به سزارین گرفتند ساعت 14 رفتید اتاق عمل و ساعت 14/20 متولد شدی ،من هیجان زده اومدم ببینمت وارد اتاق شدم نبودی!دست مامانو بوسیدم و خیلی ازش ممنون شدم که زحمت،محبت و صبوری کرده بود تا گلدون این خونه شکوفا بشه، هنوز نیاورده بودنت ،لحظه ای مکس سپس آوردنت با چشمهای بسته و گریه آرام و بدون اشک !!وقتی تو گریه میکردی من به گری...
9 مهر 1393

نخواستی کسی رو منتظر بزاری

صبح زود مامانت منو از خواب بیدار کرد گفت: پاشو که الینا میخواد بیاد ! باورم نمیشد آخه قرار بود بین تاریخ 25 الی 30 ام به دنیابیاد، امروز 93/05/05 (29 رمضان) ساعت 2:30 دقیقه فرشته کوچلوی ما الینا خانم به دنیا اومدی منو راه نمیدادن داخل تا اینکه ساعت 3 گفتن شما میتونید برید ملاقات شب قبلش خواب نداشتم و حالا هم بی قرار بودم ببینمت اومدم تو اتاق مامانی رو تخت بود دستاشو بوسیدم و ازش تشکر کردم بابت این همه زحمتی که برای دخترم کشید بی صبرانه گفتم دخترم کو آخه باورم نمیشد پدر شدم شوکه شده بودم وقتی دخترمو آوردن دادن بغلم از خوشحالی دهنم خشک شده بود و ناگهان گفتم خدارو شکرت که هم همسرم و هم دخترم سالمن و سپس در آغوش گرفتمت و ...،مامانی سزاری...
19 مرداد 1393

حساسیت حاملگی

درحال حاضر دخترم الینا هشت ماهشه و داره روی دیواره رحم مامانش خط حاشور میکشه تا روز تولدش، داره وارد ماهه آخر میشه، حساسیت حاملگی اومد سراغ خانمم دیدم شکمش قرمز شده با خارشهای شدید به طوری که دو شبانه روز اصلاً خواب نداشت فک کردیم از گرمای وجوده الیناست اما نه! حساسیت بود. کهیر زده بود این روخداد چند تا احتمال بهت میده: پرشدن کیسه صفرا و دفع نشدن اون که باعث خارش پوست میشه و دیگری کم کاری کبد که در این حالت باید زودتر زایمان شود،بحمداله فقط حساسیت بود و با یه آمپول رفع شد شما که مطالعه میکنید نگران نشیدچون فقط بعضی ها به این حالت منجر میشن. ...
2 مرداد 1393

اينم يه نوع ايثار هستش.

ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ... ﻭ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ! ﺣﺲ ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﯾﺜﺎﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ! ...
9 تير 1393

روزي يكي مياد كه منو به ياده خودم مياره

از ماههاي اول يه احساسي بهم دادي كه با اومدنت به زنگي منو به ياد خودم انداختي ،الان هفت ماهته چيزي نمونده تا بيايي،ولي من تو دلم ولولست واسه اومدنت ، آروم و قرار ندارم ، وقتي به كنارت ميام و ميبوسمت،نوازشت ميكنم ،تو ميفهمي تو ميدوني كه بابا اومده ( اين از لگد زدنات معلومه) گاهاً كه سكسكه ميكني من تو دلم آشوبه، وقتي به مامان محبت ميكنم و نوازشش ميكنم تو حركاتت منو تحسين ميكني كه چه خوبه هميشه اينطور باشه،من زندگيمو دوس دارم ،راستش هنوز به دنيا نيومدي گاهاً كه اطرفيان بهت ابراز علاقه و دوس داشتن ميكنن من خيلي حسوديم ميشه ، منتظرتم ...
7 تير 1393